گزارش نشست علمی؛ سعدی سنت و نوآوری

نشست علمی یادروز سعدی، به سنت هر ساله و با حضور سعدی پژوهان درمرکز اسناد و کتابخانه ملی استان فارس برگزار شد. 
سعدی پژوهان در این روز بر خوان سنت ها و نوآوری های سعدی نشستند  و از «سعدی؛ سنت و نوآوری» گفتند.
در این روز دکتر اصغر دادبه درباره «سعدی و سنت‌های پایدار انسانی – ایرانی»، دکتر میرجلال‌الدین کزازی درباره «سعدی کهن‌گرای نوآور»، دکتر سیروس شمیسا درباره «سعدی متجدد معتدل»، دکتر غلامرضا خاکی درباره «آموزه‌های سعدی در تدبیر اجتماعی» و دکتر جعفر موید شیرازی با عنوان «ما همچنان در اول...» سخنرانی  کردند.

 نگاه نوآورانه سعدی به چارچوب های سنتی

مدیر مرکز سعدی شناسی معتقد است: سعدي‌ در آثار خويش‌ به‌ عنوان‌ «نوآور‌ي» نمود مي‌يابد كه‌ در انديشه تعالي فرهنگ‌ جامعة‌ خويش‌ است‌. «نوآوري» كه‌ براساس‌ تعابير گوناگون‌ از چار چوب‌هاي‌ سنتي‌ در هر زمينه‌ فراتر مي‌رود، در صدد ايجاد ارزش‌هاي‌ نوين‌ و نيز احياي‌ ارزش‌هاي‌ فراموش‌ شده‌ با رويكردي‌ تازه‌ است.
کوروش کمالی سروستانی به عنوان اولین سخنران نشست علمی یادروز سعدی گفت: سنت و نوآوری در ادبيات نيز همانند ديگر علوم، نقشي تعيين كننده در عرصه پيدايش آثار كلاسيك و مدرن ايفا مي‌كند چنانكه ماهیت ماندگار و فرازمان شاهکارهای ادبی، ریشه در همین پویش مهم، یعنی پديداري آثاري نوطراز  بر پايه و شالوده سنت دارد. سنت متضمن آثار بزرگ و ماندگار هنری است و به واسطه آن یک اثر هنری از مقبولیت عمومي برخوردار می شود. هیچ شاهکار ادبی و نوینی، جز بر مبناي سنتی بزرگ و ریشه دار، نمی تواند استوار ماند و دوام یابد. این امر در پهنه ادب فارسی ، امری مسلم و انكار ناشدني است.

سنت و نوآوری دو جنبه استمرار فرهنگ
وی با بیان اینکه تجربه ایران و ملل بزرگ جهان نشان می‌دهد که سنت و نوآوری دو جنبه استمرار فرهنگ یک قوم یا ملت است اضافه کرد: برای آنکه سنت استمرار یابد، باید به مدد نوآوری، متحول شود و نوآوری تنها با عطف به یک سنت مفهوم می‌یابد. نوآوری بی‌سنت و سنت نامتحول، فاقد عینیت تاریخی و اجتماعی است. از همین روست که شاعران نامی و ماندگار در طول تاریخ در آثار خود، به مضامین سنتی اهمیت و اساس کار خود را بر بازنگری هویت تاریخی قرار داده ، درآثار خود به دفاع از سنت پرداخته و اتهام ایستایی و واپس ماندگی را از چهره آن ‌پیراسته اند. آنان سنت را زنده و پویا و هماهنگ با حرکت پوياي دوران خود دانسته و بی‌توجهی بدان را ناممکن می‌دانند .

کمالی ادامه داد: شاعران نامی با بهره‌مندي از برآیند جریان ادبی گذشتگان ، شاهکارهای دوران خود را خلق می‌کنند. بنابراین سنت به منزله واسطه زبانی، فرهنگی و معنوی اقوام تلقی می شود و توانمندی و انسجام اثر ادبی تا حد زیادی بدان وابسته است . اگر چه در هر نوآوری و بدعتی باید از سنت فراتر رفت ، اما این فراتر رفتن با نفی سنت تفاوت دارد. شاعران  بزرگ و نامی این سرزمین همچون سعدی، هم بر سنت دیرپا و غنی گذشتگان استوارند و هم خود سنت آفرین می شوند. گاه نیز در این میان برخی از این شاعران به جهت غنای فرهنگی و اندیشگانی خود نیز فراتر از دوران خود، به خلق آثاری دست مي‌زنند که امروزه از آن با عنوان نوآوری اندیشگانی شاعر یاد می کنیم. این نوپردازی در درونمايه، زبان و بيان در همه آثار سعدي به ویژه در گلستان به وضوح قابل دریافت است.

سعدی به سنت‌های ادبی پای بند است
مدیرمرکزسعدي شناسی تاکید کرد : سعدی به سنت‌های ادبی پای بند است و تاثیر آثار گذشتگان را در آثار وی به روشنی می توان یافت؛سنت‌هایی که هویت فکری و فرهنگی ایرانی ـ اسلامی داشته در آثار سعدی متجلی است.

وی در ادامه به چند ویژگی نوآورانه در آثار سعدی اشاره کرد و افزود: سعدی اصل ساده نویسی را که یکی از ارکان رمان عصر تجدد بود، در نثر خویش به کار گرفت و ایجاز را که یکی دیگر از این ارکان بود، به یکی از بارزترین ویژگی های سبک روایی خويش بدل کرد. این سبک روایی به ویژه در گلستان سعدی چنان مورد توجه قرار گرفت که آن را به نوعی همان قصار گویی در غرب می‌دانند؛ چنانکه بعدها آثار پاسکال و نیچه در این امر سرآمد شدند.

وی آشنایی زدایی را از دیگر ویژگی های نو آوری در آثار سعدی خواند و گفت: شگرد هنري سعدی در ساختار آثارش، موجب پديداري اشعاري ناب در تلفيق با انديشه‌هاي ظريف و حكيمانه شده است؛ از همين روست كه حتي اگر عبارتي، واژه‌اي و كلامي را پيش از اين بارها شنيده باشيم، اما در سخن ناب او، اين عبارت و كلام، تازه و نو مي‌نمايد .

کمالی هم‌چنین افزود: زبان سهل و ممتنع، روانی و سادگی کلام، بهره‌مندی از ایجاز به ویژه در پرداخت حکایت‌ها که امروزه در داستان‌های کوتاه و مینی مال اساس کار است، نزدیکی زبان شعر و نثر او به زبان قابل درک عموم مردمان، نزدیک ساختن شعر به نثر و نمایش نیز از مقوله های نوآوری در آثار سعدی است. شايد به همين خاطر است كه منتقد نكته داني بر اين باور پاي مي‌فشرد كه « گلستان سعدي پر از داستان‌هايي است كه نمونه زيباترين داستان‌هاي كوتاه دنياست».

مدیر مرکز سعدی شناسی با نقل قولی از میلانی گفت: سده ها پیش از پیدایش زبانی ملی در اروپا، ایرانیان از هویتی محکم و خود بنیاد بر شالوده زبان فارسی برخوردار بودند و سعدی سهمی بی بدیل در حفظ و حراست این هویت و شالوده آن داشت. 

وی همچنین به گفته ای از ضیا موحد اشاره کرد و گفت: اگر فردوسي زبان فارسي را چون دژ مستحكمي براي دفاع از هويت ملي ايران پي ريخت، سعدي نقشي اساسي در حراست از اين دژ و استحكام و استغناي آن براي مواجهه با موج تازه‌اي از مخاطرات بازي كرد و موجب شد تا زبان فارسي در عصر جديد نيز ملاط پر انعطاف ، اما ديرپاي هويت ملي ايران بماند. بنابراین بر ماست که سعدی  اين شاعر زبان آفرین را نه طنین تاریخ و زبان آن روزگاران که معمار زبان امروزمان بدانیم. 

وی ادامه داد: پس از ترجمه گلستان در قرن هفدهم ميلادي، شاعران و روشنفكران تجدد طلب غرب سعدي را هم‌كيش و هم سلك خود يافتند و از هوگو تا ديدرو همه نه تنها از او متاثر شدند، كه هر كدام در ستايشش مقاله‌اي نوشتند.

سعدی رویکردی تازه به چارچوب های سنتی دارد
این سعدی پژوه ادامه داد: سعدي‌ در آثار خويش‌ به‌ عنوان‌ «نوآور‌ي» نمود مي‌يابد كه‌ در انديشه تعالي فرهنگ‌ جامعة‌ خويش‌ است‌. «نوآوري» كه‌ براساس‌ تعابير گوناگون‌ از چار چوب‌هاي‌ سنتي‌ در هر زمينه‌ فراتر مي‌رود، در صدد ايجاد ارزش‌هاي‌ نوين‌ و نيز احياي‌ ارزش‌هاي‌ فراموش‌ شده‌ با رويكردي‌ تازه‌ است، با به ‌كارگيري‌ قدرت‌ انتقاد‌ به‌ حل‌ و فصل‌ مسايل‌ و مشكلات‌ عملي‌ موجود در جامعه‌ مي‌پردازد، ديدگاه‌هاي‌ نويني ‌براي‌ بِه‌ْ زيستي‌ در جوامع‌ انساني‌ ارايه‌ مي‌كند، از وضعيت‌ موجود اجتماعي‌ و سياسي‌ انتقاد مي‌كند و مي‌كوشد تا با گذر از انديشه‌هاي‌ رايج‌ و سطحي‌، فرهنگ‌، بينش و هنر و انديشة‌ مردمان‌ را ترقي‌ بخشد. او برآرمان‌هايي‌ چون‌ تعالي، مهرورزي، عدالت‌ و برابري‌ حقوق انساني‌ تأكيد مي‌كند. 

مدیر مرکز سعدی شناسی خاطر نشان کرد: سعدي‌ در آثارش‌ در صدد خلق‌ انديشه‌هاي‌ نوين‌ است‌، به‌ مصلحت‌ عمومي‌ مي‌انديشد ، مشرب‌ها و بينش‌هاي‌ گوناگون‌ را به‌ محك‌ آزمايش‌ مي‌نهد و براساس‌ باورهاي‌ هر گروه‌ در صدد عرضة‌ «شيوة‌ نوين‌ زندگي‌» توأم‌ با مسالمت‌ و بِه‌ْزيستي‌ و كم آزاري است‌. تعقل‌ و تفكر را در امور جامعه‌، سياست‌، فرهنگ‌ و زندگاني‌ روزمره‌ وارد مي‌كند و در  آرمان‌ شهر خويش،‌ مردمان‌ جامعه‌ را به‌ سوي‌خواسته‌ها و علايق‌ آرماني‌ راستين‌ در مقابل‌ علايق‌ روزمره‌ و گذرا هدايت‌ مي‌كند. او به‌ شناخت‌ مشكلات‌ و تعارضات‌ اصلي‌ اجتماع‌ پرداخته‌، راه‌ حل‌هايي‌ بنياديني‌ ‌ كه برگرفته‌ از نوانديشي‌ و علاقة‌ ژرف‌ وي ‌به‌ مردمان‌ است‌، ارايه‌ مي‌كند. او عالمانه‌ و صميمانه‌ به‌ «دردشناسي‌» اجتماعي‌ دست‌ مي‌يازد. او پيوسته‌ خواهان‌ دگرگوني‌هايي‌ در سطح‌ اجتماع‌ خويش‌ است‌، چرا كه‌ او شرايط‌ موجود را با شرايط‌آرمانيي‌ كه‌ در بينش‌ و ذهنيت‌ خود دارد، مقايسه‌ نموده‌، از درِ پند و اندرز بر آمده‌، مردمان‌ را به‌ سويي‌ هدايت‌ مي‌كند كه‌ در جهان‌ بيني‌ وي‌، شرايط‌ مطلوب‌تري‌ را براي‌ زيستن‌ فراهم‌ مي‌نمايد. در اين‌ پويه‌ عقل‌گرايي‌ مهم‌ترين‌ ويژگي‌ شخصيتي‌ اوست. در ساية‌ چنين‌ گرايشي‌ است‌ كه‌ وي‌ وضعيت‌ نهادهاي‌ موجود اجتماعي‌ را انتقادپذير مي‌يابد.

کمالی در پایان تاکید کرد: سعدی به‌ حقوق انساني‌، عدالت‌، مسامحه‌، نوع‌ دوستي‌ و انسانيت‌ مي‌انديشد و درعلايق‌ فكري‌ و آرمان‌هاي‌ نظري‌ خويش‌، اين‌ ويژگي‌ها را براي‌ مردمان‌ جستجو مي‌نمايد و شاه را عادل مي‌خواهد و رعيت را پاكدل.

سعدی از روزگار ما هم جلوتر است
دکتر اصغر دادبه سخنران دیگر این نشست بود؛ وی به نوآوری سعدی اشاره کرد و گفت: سعدي به نوعي ادب و حكمت را از آسمان فرو داده و در خانه دل ها جای داد كه كه اين نوآوري است. افراط و تفريط يا دو سويه بودن قصه عشق يا مجاز و حقيقت در سعدي نوآور و هميشه مانا است. 

وی توضیح داد : مسئله شعر و عشق، يا در سوي مجاز حركت مي كرد يا در سوي حقيقت که در این بین  چيزهايي هم گم مي شد ؛ يكسره دل بستن به عشق مجازي و توصيف هاي طبيعت گرانه كه در نوع خود ارجمند است يا يكسره بريدن از زندگي و دل به آسمان بستن، هر دو گسستگي در آنچه كه نياز انسان است را پديد مي آورد. سعدی اما پيوندی را برقرار كرد که نه از مجاز غافل ماند و نه از حقيقت. اين مرد بزرگ چنان از روزگار خود پيش است كه گاهي حتي از روزگار ما نيز پيش است.

وی به سنت ها در آثار سعدی پرداخت و ادامه داد: حرف هاي سعدي همه حرفهاي شگفت انگيز و بديعی است اما به قول ملاصدرا ، تكرارها موجب مي شود كه گاهي آنها را عادي بيانگاريم. از این بابت خيلی وقتها معلوم نيست آنچه كه نو است خيلي بهتر از سنتي است. در واقع بسياري از سنت ها از هر مدرني نو،كاراتر و موثرتر و همچنین متناسب با محيطي  است كه در آن زندگي مي كنيم.

وی  تاکید کرد: در بنايي كه بخواهند آن را به زمين بزنند، ستونهاي اصلي آن را مي زنند اكنون نيز مي خواهند سعدي، فردوسي و ... را به بهانه كهنگي بزنند.

سعدی میانه رو است
 این استاد دانشگاه به نگاه انسان دوستانه سعدی به انسان پرداخت و اضافه کرد: سعدی نگاه مودت آمیز به انسان دارد و اين مسئله چنان پيش مي رود و اين محبت به كل هستي سرايت پيدامي كند  که به عشق عرفاني تبديل مي شود؛ به صورتی که در شعر در آن نفس كه بميرم در آرزوي تو باشم/ بدان اميد دهم جان تماشا می شود. 

دادبه افزود: عشق سوزان نتيجه اشتياق است و اشتياق نتيجه هجران؛  وقتي هجران نباشد طبيعي است كه اشتياقي در كار نيست و آن عشق سوزان بايد جاي خود را به امري بدهد كه به درد زندگي عملي ميخورد.  سعدي هم مي گويد بايد به تفاهم رسيد و آن سوزندگي ناشي از هجران ديگر نمي تواند وجود داشته باشد.

وی بیان کرد: اين همان نگاه با احساس است که سعدی همان نگاه عاشقانه و محبت آميز را به كل هستي دارد و در قصيده ها توصيه هايي كه به جباران تاريخ مي كند كه دست از ستمگيری برداريد.
این استاد ادبیات پایان داد: در نتيجه يكپارچگي در حركت عاشقانه سعدي مي بينيم كه انتزاعي و يك سويه نيست و فقط به زمين يا فقط به آسمان نمي چسبد؛ ميانه اين دو را مي بيند و يك زندگي مودت آميز در آرمان شهر بوستان تحقق پيدا مي كند.

امروز بیش از همیشه به سعدی نیاز داریم

میرجلال‌الدین کزازی سخنران دیگر این نشست بود. به گفته کزازی تنها سعدی و فردوسی توانسته اند به زبان سرشتین پارسی راه ببرند و در آن شاهکار بیافرینند زیرا سروده های آنها نیازی به آرایه و بزک برای زیبایی ندارند.

او که با موضوع  «سعدی کهن‌گرای نوآور» سخن می گفت،اظهار داشت: نوگرایی گسسته از سنت به هیچ پذیرفتنی نیست؛ اگر ما تنها نوگرا باشیم گسسته از پیشینه تاریخ فرهنگ و اندیشه نیاکان خویش آن نوگرایی بی‌هیچ گمان آشوب‌گرایی خواهد بود.
وی با بیان این که سنت به درختی می‌ماند که ریشه در دور جای تاریخ دوانیده است اضافه کرد: اگر شاخه‌های نوبر این درخت کهن نرویند آن درخت به ناچار خواهد افسرد و سر در نشیب نابودی خواهد نهاد. نوگرایی همان شاخه‌های نو است که بر آن درخت کهن می‌روید. از سویی مایه شادابی، شکفته‌گی و زندگی درخت می‌شود از سویی دیگر درخت با زمینه‌های زمانه با نیازهای نو پیوند می‌دهد.

کزازی افزود: آنچه سعدی در سخن پارسی کرده است پیوندی نغز، ناب، دو سویه، پویا، برازنده و سازنده در میان ساختار و سوی‌مندی پدید آورده است.
وی افزود: آموزه‌های سعدی یکی از بزرگترین و بنیادی‌ترین آموزه‌ها در این روزگار بی‌فریاد است. روزگاری که آشوب، گسست و بیگانگی با خویشتن است.

وی با بیان این که در این روزگار بیش از نیاکانمان در روزگار دیگر به آثار سعدی نیازمندیم اظهار داشت: سعدی درخشان‌ترین، کامل‌ترین فرزندان ایران بوده که به خوبی توانسته بی‌آنکه از ساختار بگسلد به سوی‌مندی دست یابد.
کزازی افزود: پیش از سعدی، غزلسرایان غزل پارسی را تب و تاب و شور و شرار بخشیده بودند. پیش از سعدی چامه‌پردازان چامه‌هایی کوه‌وار، ستوار پدید آورده بوده‌اند و بزم‌نامه، رزم‌نامه و یا اندرزنامه‌ها آفریده‌اند اما چامه‌های سعدی در ستواری نمونه‌های برترینند که شاهکار ادب ایران و جهان را پدید آورده است. 

کزازی تاکید کرد: در نثر آهنگین، خنیایی، هنری پارسی سعدی نمونه برترین را به دست داده است.
این سخنور و سعدی شناس در ادامه، اظهار کرد: بر ستیغ سخن پارسی اگر حافظ نمی بود، سعدی بزرگترین غزلسرای ایران می شد هرچند در شیوه کم از حافظ نیست. نزد همه کس استاد سخن سعدی است. چامه های سعدی در سختگی و استواری نمونه هایی بهترین اند.

وی، افزود: در اندرزنامه سعدی است که شاهکار ادبی ایران و جهان پدید می آید. در نثر آهنگین نیز خنیایی و هنری سعدی دیده می شود.
کزازی خاطرنشان کرد: تنها در یک گونه ادب پارسی است که سعدی نامی همسنگ و همساز با دیگر گونه و زمینه های سخن به دست نیاورده است.

وی با اشاره به اینکه سعدی در رزم نامه نویسی دستی نداشته، افزود: بی گمان در بوستان آمده که دوستی به سعدی گماژه می زند که او در همه زمینه های هنر استادی است بی مانند، مگر در رزم و سخن پهلوانی که این شیوه ختم است بر دیگران و شاید روزگار حماسه سرایی در زمان سعدی به پایان آمده بوده است.
کزازی اضافه کرد: سعدی شیوه ای را به فرازنای می برد که فراتر از آن نمی توان رفت. سروده های او از این دید چندان از نوشته های وی گسستنی و بازشناختنی نیستند چراکه سخن نوشتاری سعدی در آهنگینی با سروده او پهلو می زند.

تمام بازیگری زبان فارسی را می شود در گلستان دید 
دکتر جعفر موید شیرازی هم به ارائه مطلبی با عنوان «ما همچنان اول...» پرداخت و گفت: کلیات سعدی، دیوان حافظ و شاهنامه فردوسی از جمله آثاری است که هرگز از دست مردم نیفتاده است.
وی به رعایت تصحیحات قیاسی در آثار ادب پارسی تأکید کرد و گفت: آثار سعدی با زیبایی خاص آنقدر به ما مسرت می‌بخشد که حواس ما را پرت می‌کند.

وی در این روز گفت: سعدی، یعنی کلماتی که از وی برجای مانده است و هرگونه اهتمام به این کلمات یعنی توجه مستقیم به سعدی، برداشت صحیح از وجود آموزه های او و درک کردن مکتب این شاعر.
موید شیرازی تاکید کرد که  پس از گذشت 780 سال از تالیف گلستان سعدی، خیلی ها به قصد خدمت به او و فرهنگ و زبان فارسی با این کتاب کار کردند، اما ذوقی که آثار سعدی در کتاب های درسی بر انگیخته افزون بر ذوق انگیزی در مردمی که آن را می خوانند نیست.

موید شیرازی با اشاره به اینکه آثار سعدی از بلوک شرق تا دیگر نقاط دنیا و غرب هندوستان به صورت غیر  متصل و از سویی تا مرزهای جنوبی ایران و کرانه های دریاچه خوارزم در بر می گرفت، افزود: مردمان این نواحی، همه گلستان سعدی را تصدیق کردند و از آن آموختند.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: در شرح حال سعدی وقتی بحث می شود سراغ نظامیه بغداد می رویم. درحالیکه درباره نظامیه بغداد در کلیات سعدی سند مهمی در نظامی بودن سعدی نداریم.

وی با بیان اینکه ابن جوزی استاد آموزه های سعدی است ، تاکید کرد: وقتی که در روزهای فاجعه بزرگ بشری یورش مغول ها به بغداد در سال تالیف گلستان ضمن تاریخ کشتار مغول می خوانیم که ابن جوزی سعدی را از سماع منع می کند و سعدی است که در سوگ بغداد می گوید دیوارهای مستنصریه می گریند. آنجا دوات هایی است که با جوهر خود بر مرگ دانشمندان می گرید، اما افسوس که دل مردمان گاهی از مرکب هم سیاه تر است.
این استاد زبان و ادبیات فارسی با تاکید بر دیباچه گلستان سعدی، تصریح کرد: هرچه توجه به گلستان شده بیش از ابواب آن بوده چراکه سعدی در آن هنرنمایی کرده از این رو که تمام بازیگری زبان و ادب فارسی را می شود در آن دید.

دکتر غلامرضا خاکی سخنران دیگر این نشست بود که درباره «آموزه‌های سعدی در تدبیر اجتماعی» به ایراد سخن پرداخت.
وی به آموزه ای  مدیریتی در آثار سعدی اشاره کرد.  
دکتر سیروس شمیسا  هم با موضوع «سعدی متجدد معتدل» به سخنرانی پرداخت. 



گزارش تصویری نشست علمی
























گلبارن سعدیه


گلباران سعدیه پیش از آغاز نشست علمی