یادروز سعدی در سال غزل؛ که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

 

   مراسم یادروز سعدی در شیراز، در سالن همایش‌های مركز اسناد و كتابخانه ملی فارس با حضور سعدی‌پژوهان و علاقه‌مندان به سعدی  آغاز شد. در ابتدای مراسم دکتر صفی پور ، رییس بنیاد فارس شناسی به حاضران خوش آمد گفت. وی سعدی را استاد بلامنازع سخن فارسی دانست و اقدام در نامگذاری سال 89 به عنوان سال غزل را اقدامی پسندیده خواند و تاکید کرد : امیدواریم در سالی که به نام سال غزل نامگذاری شده بتوان ارزش های این استاد غزل بیش از پیش پاس بداریم.

 
مکتب آفرینی سعدی در غزل

پس از آن کوروش کمالی سروستانی ، رییس مرکز سعدی شناسی به سخنرانی پرداخت. وی زايش و رشد شعر غِنايي را مستلزم رشد فرهنگي جامعه دانست و افزود :  سعدي هم‌زمان و يا پيش از ديگر شاعران هم‌عصرش در جهان توانسته بود كه در غزل، مكتب آفرين باشد، چنان كه اين مكتب تا امروز نيز پاييده است و پيرواني دارد.



متن سخنرانی وی به شرح زیر است : 

اول دفتر به نام ايزد دانا
صانع پروردگار حي توانا

اكبر و اعظم خداي عالم و آدم
صورت خوب آفريد و سيرت زيبا

بار ديگر در اول ارديبهشت ماه مقدم استادان، سعدي‌پژوهان، شاعران و نويسندگان، دانشجويان و همة علاقه‌مندان به سعدي را در چهاردهمين نشست علمي يادروز سعدي گرامي مي‌داريم. بايسته است كه از همكاري‌هاي بنياد فارس‌شناسي، مركز اسناد و كتابخانه ملي فارس، ادارة كل فرهنگ و ارشاد اسلامي فارس و همكاران ارجمند مركز سعدي‌شناسي، دانشگاه حافظ، دانشنامه فارس و مطبوعات محلي و ملي و سايت‌هاي خبري سپاسگزاري نماييم.
پس از اعلام دهة سعدي‌شناسي و گلگشت «در دوران و زندگي سعدي» و «بوستان» و «گلستان» استاد سخن، اينك به «سال غزل» رسيده‌ايم.
غزليات سعدي جايگاه ويژه‌اي در ميان سروده‌ها و نوشته‌هاي او دارد. اين غزل‌ها، تراوش روح بزرگ و شاعرانة متفكري‌ هستند كه بوستان و گلستان را آفريده است و در آن دو اثر با تكيه بر حكمت نظري و حكمت عملي به سير آفاق و انفس پرداخته و مي‌توان در غزل‌هايش حاصل تلفيق پرشگون نتايج نظري و عملي اين دو اثر را در قلمرو جمال و كمال به فراست دريافت.
«حركت شعر فارسي از حماسي به روايي و سرانجام به غِنايي در واقع نشانة حركت روحيه و ذوق قوم ايراني از اسطوره و افسانه به وصف واقعيت، احساس و عاطفة اجتماعي است».
زايش و رشد شعر غِنايي، مستلزم رشد فرهنگي جامعه است؛ جامعه‌اي كه به احساس و انديشة فردي احترام بگذارد و شاعر بتواند احساس خود را بي‌هيچ دغدغه‌اي بيان كند. سعدي هم‌زمان و يا پيش از ديگر شاعران هم‌عصرش در جهان توانسته بود كه در غزل، مكتب آفرين باشد، چنان كه اين مكتب تا امروز نيز پاييده است و پيرواني دارد.
ساختار شعر غِنايي در اوايل قرن ششم هجري (دوازدهم ميلادي) شكل گرفته است. از اين زمان‌ است كه حماسه‌سرايي و يا داستان‌هاي قهرماني جاي خود را به تدريج به شعر غِنايي و بيان احساسات و عواطف فردي مي‌دهد. رونق غزل در ايران با سنايي آغاز مي‌شود و با مولوي و سعدي و حافظ به اوج مي‌رسد.
غزل‌هاي سعدي نيز در قرن هفتم هجري (سيزدهم ميلادي)، در زماني سروده شده است كه پترارك در ايتاليا سُونِت مي‌سرود. به دليل ويژگي‌هاي انساني و فرديِ، درونماية شعر غِنايي، در كشورهاي مختلف با هم همخوان‌تر است تا آثار حماسي قومي.
غزل سعدي آميزة انگيزه و ساحت انديشه است. سبك او را «سهل و ممتنع» خوانده‌اند و معناي غزلش را برخي زودياب يافته‌اند، اما برخلاف اين باور، هنوز در تقسيم‌بندي غزل‌هاي سعدي اجماعي وجود ندارد.
استادان فروغي و يغمايي غزل‌هاي او را به دو بخش «موعظه و حكمت» و «مغازله و معاشقه» تقسيم مي‌كنند. برخي چون دشتي، پورنامداريان، شميسا و كاتوزيان آن را عاشقانه و با الهام از تقسيم‌بندي تاريخي اوج غزل عاشقانه مي‌دانند. برخي چون ضياء موحد آن را به عاشقانه، عارفانه و پندآموز تقسيم مي‌كنند و كساني چون دكتر حميديان آن را عارفانه، آشكارا عارفانه و آشكارا غيرعارفانه مي‌نامند.
اما همة اين تقسيم‌بندي‌ها بن مايه‌اي مشترك دارد و آن عشق است. اين پربسامدترين واژه در ادبيات فارسي كه به تنهايي بيش از 500 بار و با تركيبات عاشق و معشوق و محبوب و... نزديك به 1000 بار در غزليات سعدي تكرار شده است.
تفاوت نگاه سعدي‌پژوهان در تفسير اين عشق است و در اصلِ آن، به عنوان دغدغة اصلي در غزل و ديگر آثار سعدي ترديدي ندارند. شايد بتوان بر تقسيم‌بندي‌هاي گفته شده اين نظر  را نيز افزود كه سعدي شاعر عشق و همة غزل‌هاي او «عاشقانه» است. گاهي اين عشق كاملاً زميني، ملموس، دريافتني و گاهي متعالي،  آرماني و آسماني است. از آن‌جا كه در اين فرصت امكان پرداختن گسترده به اين موضوع وجود ندارد، اجازه مي‌خواهم كه تفصيل بحث را به زماني ديگر وابگذارم و تنها به نكته‌اي كه نياز امروز جامعة ادبي و دانشجويان و علاقه‌مندان به آثار ماندگار و كهن زبان فارسي است اشاره كنم؛ بي‌شك بازخواني ادبيات كهن با خوانش‌هاي گوناگون و دريافت‌هاي گوناگون هم ضروري است و هم طبيعي.
در جهان امروز و براساس نظريه‌هاي نوين نقد ادبي اين نظريه به باور عمومي رسيده است كه «متن باز» را تنها مؤلف (نويسنده و شاعر) معني گذاري نمي‌كند؛ چرا كه پي بردن به نيت قطعي مؤلف نااستوار و خدشه‌پذير است.
و از سوي ديگر «خواندن كاري انفعالي و غيرخلّاق نيست و هر خواننده، نقشي اساسي در تعيين معناي متن، بازي مي‌كند» و به باوري «هيچ متني معناي مطلقي ندارد. معناي هر متن عارضي است، يعني تابعي است از فرهنگ حاكم بر زمان قرائت و نيز انديشه و توان خواننده.
در واقع برداشت نسبي هر يك از ما از متن مي‌تواند بخشي از حقيقت را در خود داشته باشد. بر اين اساس مي‌توان برداشت‌هاي گوناگون از شكل و درونماية غزل‌هاي سعدي را كه هر كس از نگاه خود يار او شده است، محترم شمرد و آن را به فال نيك گرفت.
سخن بيرون مگوي از عشق سعدي   
سخن عشق است و ديگر قال و قيل است

*****

پس از سخنرانی مدیر مرکز سعدی شناسی از انتشارات نوید شیراز به خاطر چاپ کتاب گلستان ، از خاندان فرهنگی مصطفوی، برای چاپ كلیات دیوان سعدی به خط شادروان میرزا محمود ادیب مصطفوی به تصحیح فصیح‌الملك شوریده شیرازی در سال 1388 و دکتر فرح نیازکار به خاطر پایان نامه وی در خصوص سعدی تقدیر شد.



عشق؛ نخستین سخن آرمانشهر سعدی
پس از این با دعوت از هیات داوران،سخنرانی های علمی نشست با سخنرانی دکتر اصغر دادبه آغاز شد.
دکتر دادبه در ابتدا غزلي از سعدي را خطاب به خود سعدي قرائت كرد كه تشويق و توجه حاضران در جلسه را برانگيخت.
كس در نيامده است بدين خوبي از دري 
ديگر نياورد چو تو فرزند مادري
خورشيد اگر تو رو نپوشي، نهان شود 
گويد در آفتاب نگنجد به كشوري
اول منم كه در همه عالم نيامده است 
زيباتر از تو در نظرم هيچ منظري
وی گفت: چند سال پيش در خصوص آرمانشهر سعدي در بوستان مطالبي گفته بودم كه امسال نگارش و منتشر شد. نكته اين است كه كشوري با چنين فرهنگي كهن، نمي‌تواند بدون نظريه‌اي اصيل پايدار بماند. اين نظريه اصيل را وقتي بزرگان ما چون سعدي مطرح مي‌كنند، همه نظريه‌هاي حكمت عمل يونان باستان را در بر مي‌گيرد و آن چيزي نيست مگر كم آزاري.
وي افزود سعدي هم مثل هر متفكر ديگري از وضع موجود ناراضي است و آرمانشهر خود را طلب مي‌كند. چراكه در آرمانشهر همه آن‌چيزي كه مي‌بينيم و نمي‌پسنديم، نبايد وجود داشته باشد. فقر و گرسنگي، بي‌عدالتي و ظلم و نفسانيت.
این سعدی شناس افزود: در آرمانشهر سعدي نخستين سخن عشق است. هم‌چنان كه علم تكامل مي‌يابد، عشق نيز تكامل مي‌يابد. به طور مثال وقتي كودكي آغاز به خواندن و نوشتن مي‌كند، علم مي‌آموزد و هنگامي كه به مدارج عالي مي‌رسد نيز علم مي‌آموزد هم‌چنان كه نمي‌توان گفت علم دوران كودكي او تبديل به جهل شده است بلكه علم او تكامل يافته است. عشق در انسان و در آرمانشهر سعدي نيز به همين گونه است.
وی تاکید کرد: در آرمانشهر سعدي تحول دايمي است و انسان‌ها نسبت به معرفت و ظرفيت خود، مراتب مختلف كمال را طي مي‌كنند. بنابراين حداقل انتظار از غزل سعدي در توصيف آرمانشهر وي، مسئله زندگي عاشقانه در ارتباط با معشوق است و دوم جايگزين شدن غزل به جاي موسيقي دايمي از طريق مضامين غزل در آرمانشهر.
چنين شهري، شهر انسان‌ها خواهد بود كه از هر جامعه پيشرفته‌اي، پيشرفته‌تر خواهد بود.






پس از آن دکتر یوسف نیری پیرامون "موج سخن در غزل سعدی " و  عبدالعلی دستغیب پیرامون «ساختار غزل‌های سعدی»، سخنرانی کردند. 

شگفتی موج سخن غزل سعدي
استاد دانشگاه شيراز در سخنراني خود گفت:‌ آن چه را كه از عالم قلب و فضاي دل به سخن مي‌آورند پديده‌اي است كه مي‌توان آن را موج سخن بناميم.
 دكتر محمد يوسف نيري در سخنراني خود اظهار داشت:موج سخن لطيفه‌اي است پنهاني و آشكار، باطن است،هم ظاهر چنانكه علي (ع) در خطبه‌اي راجع به دل و حالات و مقامات اهل دل سخن مي‌گويد و اولين شخصيتي كه اين ارتباط پيچيده را نشان داد اميرالمؤمنين است.
وي با اشاره به سخني از نيچه كه «شعري كه در حالت آگاهي است شعر نيست» گفت بزرگان ما از جمله مولوي در مستي، هوشيار و در هوشياري هم مست يعني بزرگان ما بر تمام حالات باطني خود امير هستند واين از شگفت انگيزترين پديده‌هايي است كه در شعر عرفاني مي‌بينيم و نشان از اين واقعيت دارد كه گويندگان آن در مقام قلب هستند و يا به مرتبه دل رسيده‌اند،‌ يعني در جغرافياي ملكوتي خود سير كرده‌اند و حقيقت خود را شناخته‌اند.
وي در پايان گفت:‌ با يك نگاه در غزليات سعدي متوجه مي‌شويم كه غزليات او در سپهر ذكر قرار مي‌گيرد. موج سخن غزل سعدي گاهي به سوي تنول دل حركت مي‌كند و به جهان شگفتي مي‌دهد.

 
هنر سعدي اين است كه عاشقانه حرف ‌مي‌زند
عبدالعلي دستغيب در سخنرانی خود گفت: ‌ بايد دانست كه آيا شعر سعدي از نظر فرم و ساختمان هم خوب است؟ خب سعدي معلم اخلاق باشد؛ چه نوع اخلاقي؟
او شك را مقدمه يقين دانست و گفت:‌ اگر شك نكنيم، به چيزي نمي‌رسيم. يكي از بزرگ‌ترين امتيازات سقراط اين بود كه گفت، من نمي‌دانم. ما مي‌گوييم مي‌دانيم؛ در صورتي كه كسي كه مي‌داند، ديگر دنبال چيزي نمي‌رود؛‌ لذا سهراب هم مي‌گفت نمي‌دانم. بياييد گفت‌وگو كنيم.
دستغيب معتقد است: سخنراني يك پاسخ طولاني است به سؤالي كه هرگز طرح نشده؛ لذا ما از اين تفكر ساكت و راكد وقتي بيرون مي‌آييم كه ديالوگ كنيم.
دستغيب با بيان اين‌كه فرم در شعر و در رمان و حتا در مقاله‌نويسي خيلي مهم است، گفت:‌ من در اين‌جا از روح سعدي عذر مي‌خواهم. قبلاً ‌هم از او معذرت خواسته‌ام. معتقدم ساختار شعر سعدي روايي نيست؛ بلكه جوششي است؛ لذا بايد گفت سعدي رامشگر بوده است. هنر سعدي اين است كه عاشقانه حرف ‌مي‌زند، حتا وقتي با حاكم حرف مي‌زند، صداي مادرانه جهان را نقل مي‌كند.
او در پايان در حالي كه مجري پايان وقت او را اعلام كرد، گفت:‌ متأسفانه فرصت نشد به موضوع اصلي سخنراني خود بپردازم؛ اما در يك جمله بايد گفت،‌ غزل‌هاي سعدي عاشقانه، حسي و ملموس است و چيزهايي كه شاعران ديگر با ايما و اشاره مي‌گويند، سعدي صريح و روشن مي‌گويد.
 


 


********

سعدي نماينده خرد ايراني 
بخش دوم سخنرانی های علمی امروز با سخنرانی دكتر رضا شعباني و موضوع طنز در غزل سعدي آغاز شد.  وی سعدي  را نماينده خرد ايراني خواند و گفت : سعدی  انواع دانش‌هاي انساني را  دارد؛ من هر سه ماه يكبار يك دور گلستان سعدي را مي‌خوانم  تا صحبت كردن يادم نرود.
وی افزود : سعدي عظمت و  جلال است و  اگر كسي گلستان را خوانده باشد، يك ديپلمات كامل می شود . معتقدم سعدي وظيفه حفاظت از كيان فرهنگي اين ملت را دارد.
شعبانی تاکید کرد: سعدي حافظ ‌ما و الهام‌بخش بشريت است. در جهت آن انسان آرماني كه بايد باشد، از اخلاق،  علم و  فضيلت پاسداري مي‌كند.
وی در ادمه صحبت هایش این شعر سعدی را قرائت کرد که :
كه گفت در رخ خوبان نظر خطا باشد
 خطا بود كه نبينم روي زيبا را



 دكتر ضياء موحد سخنران بعدی  بخش دوم  بود که  در خصوص موسیقي در شعر سعدي به ایراد سخن پرداخت.
وی گفت : موسيقي و غزل و موسيقي غزل دو مقوله متفاوت اند. در خصوص موسيقي و غزل باید گفت  از قديم خوانندگان ما غزل و مخصوصا غزل های سعدی را با آواز مي‌خوانند که بسیار دلنشین است .
وی افزود :  مرسوم است که شاعران ما به قالب‌هاي شعري بخصوصی تمايل پيدا مي‌كردند و در آن توانمند مي‌شدند. هر چند كسي كه غزل‌سرایی می کند ،  قصيده‌سرايي هم دارد و برعكس اما معمولاً چيز خوبی از آب در نمي‌آيند و شاعر در یک قالب می درخشد. مثل ملك‌الشعرا كه شاعر توانايي بود اما نه در غزل بلکه در قصیده. چرا که زبان غزل با زبان قصيده متفاوت است.وزن و موسیقی غزل با قصیده متفاوت است.غزل نیازمند لطافت هایی است که هر شاعری دارای آن نیست.
وی تاکید کرد: با این حال، استاد سخن سعدي، يگانه استاد غزل است. مي‌گويد تمايل من به شمايل موزون بخاطر طبع موزون است.  بافت عجيب اشعار سعدی، موسيقي درون،و واژه آرايي را به بهترین شکل می توان در اشعار سعدی دید:
خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی
 چون خیال آب روشن که به تشنگان نمایی
موحد تاکید کرد: هرچند  قالب غزل خيلي قالب محدودي است  اما سعدي كلمات را از روي موسيقي انتخاب مي‌كند.
وی در ادامه افزود: بسياري اشعار هستند كه ما  از کودکی آنها را زمزمه مي‌كنيم اساسا موسیقی بعد چهارمي به كلام اضافه مي‌كند كه از جنس كلام نيست . در این میان  غزل سعدي را  در هر حال مي‌توان زمزمه كرد؛ چه توسط خواننده ای  خوانده شده باشد یا نه.



مدیون سعدی هستیم
دکتر صفر عبدالله،  استاد زبان فارسي و ايرانشناس از قزاقستان سخنران بعدی این مراسم با موضوع  سخنرانی  " تحلیل زیبایی‌شناختی دو غزل سعدی "بود.
وی در سخنان خود گفت: اینکه  ما فارسی زبانان  _  اگر چه  با همة جنايت‌هاي تاريخي چندگانه شديم-  هنوز فارسي صحبت مي‌كنيم. مديون شهر پارس و شيراز و مديون سعدي و حافظ ملكوتي هستيم.
وی افزود: در ميان شاعران زبان فارسي كمتر كسي را مي‌توان یافت  كه تا اين حد مردمي باشد. مردمي بودن را نيكي و مهر به ديگران و  چشم دل انسان‌ها را به يك پيكر ديدن عرض مي‌كنم. چه كسي را مي‌شناسيم كه هنگام قحط سالي، خداوند آيه‌اي را از سوي او چنين زيبا نازل كند:
من از بي‌نوايي نيم روي زرد 
 غم بينوايان رخم زرد كرد
وی تاکید کرد: تا قبل از استاد غزل سعدي، غزل چندان قابل توجه نبود و به واسطه اين استاد بزرگوار بود كه غزل رنگ و بويي تازه گرفت.
عبدالله در پایان تاکید کرد: سعدي شاعر آدميت است كه عشق و اخلاق، صفات بارز اوست.
گفتنی است این استاد زبان فارسی صاحب كتاب نوروزنامه و 14 مجله ايران‌شناسي است  كه در كشورهاي روس زبان منتشر مي‌شود

*************
بخش سوم سخنرانی های امروز با سخنرانی دکتر دكتر مهدی محبّتی پیرامون «زیرساخت‌های دینی و كلامی غزلیات و نقش آن در تكوین فرم غزل سعدی» آغاز شد و  دكتر فرح نیازكار پیرامون «نظربازی سعدی، دغدغه گناه!» و دكتر علی محمدی پیرامون «بدعت التزام در غزل سعدی» سخنرانی كردند که به خاطر کمبود وقت سخنران سوم تنها به ذکر چکیده ای از سخنرانی اکتفا کرد.

رمزماندگاري سعدي
دکتر محبتی در سخنان خود گفت: غزل در لغت به معناي عشق بازي با زنان گفته شده ، بنابراين لفظ غزل به نوعي با بنيادهاي ديني در تعارض است؛  از طرف ديگر سعدي مرد دين است و خود را مفتي اصحاب غزل ياد مي‌كند؛ آنجا که می گوید:
 "همه قبیله من عالمان دين بودند"
وی پرسید: چه مي‌شود كه در سعدي اين دو جريان متضاد ديده مي‌شود و كسي هم خرده نمي‌گيرد و همه "به به" و" چه چه مي‌كنند". با چه انديشه‌اي سعدي توانست اين نكات را بازگو كند ،وقتي مي‌گويد: مراد از قيامت برافراشته شدن قامت توست.
وی افزود: در  مولانا تكليف مشخص است كه عارف است؛ حافظ هم همين‌طور رندي است امّا در سعدي اين گونه نيست.
دکتر محبتی خاطر نشان کرد: لغاتی كه در قرآن آمده  و شريعت‌ اين است، در غزل سعدي معناي متفاوت پيدا مي‌كنند. می گوید:
حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم                     
 جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم
می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوان          
 مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم
وی افزود: سعدي چكار مي‌كند كه اين همه نگره جديد به شریعت وارد مي‌كند و همه شريعت‌مداران هم او را دوست دارند؟ سعدي در نظاميه درس حوزوي خوانده است بنابراين بنياد انديشه وي، ديني و شريعتي است.سعدي برگستره شريعت واقعاً مسلط است. امّا براي همه صنوف و اقشار فرهنگي جامعه شعر سروده است؛ چه براي خواص و چه براي عامه مردم.
محبتی در پایان تاکید کرد: سعدي در غزليات يك امر عام جهاني را در يك مورد كوچك خلاصه مي‌كند و غزليات را من پنهان خویش مي‌كند. تنوع در عين تكرار و تكرار در عين تنوع رمزماندگاري سعدي است.


سعدی خرد جمعی را مخاطب قرار می‌دهد

دکتر نیازکار سخنران بعدی  با تشریح لغت  نظر گفت: نظر در لغت به معنای نگاه کردن با چشم یا قلب است برای درک حقایق اشیاء. در نزد صاحب‌نظران این واژه به معنای تامل و بصیرت است  و در نزد عموم به معنای دیدن و نگاه کردن است.
وی تاکید کرد: نظر باختن از دیدگاه حکمای اندیشمند ما، حرکت از نقطه عدم آگاهی به سوی بصیرت یافتن و آگاهی درونی یافتن است که البته این نظربازی خود شرایطی را می‌طلبد و همگان را بدان راه نیست
وی تاکید کرد: روی سخن سعدی در دغدغه گناه نظربازی متوجه کسانی است که تنها صورت را می‌بینند و از معنی غافلند و به همین جهت نیز تکرار می‌کند که:
گویند نظر به روی خوبان
 نهی است نه این نظر که ما راست

بنابراین در وهله نخست نوع نگاه و یا نوع نظر در دیدگاه او تعیین کنندۀ دغدغه گناه و یا پله عروج باطن است. اساسی‏ترین شرط نظربازی، پاکی نظر است؛ همه عارفان و شاعرانی که به نظر تأکید دارند، بیشتر از نظر بر پاکی آن تأکید می‏کنند.
این استاد دانشگاه خاطر نشان کرد:  با بازگشت به دوران سعدی و شناخت جامعه سنتی و متشرع قرن هفتم که مردمان بر اساس باورهای دینی خود به اجتماع و پدیده‌های آن می‌نگرند و هم‌چنین توجه به سطح سواد و آگاهی عمومی جامعه از مسایل پیرامونی، سعدی با صراحت و شفافیت مرزهای اعتقادی و باوری خود و جامعه را در قالب کلامش به تصویر می‌کشد و با شفافیت نظریه نظربازی خود و شرایط آن را عنوان می‌نماید.
نیازکار ادامه داد: سعدی به عنوان دانای کل و حکیم آگاه، خرد جمعی را مخاطب قرار می‌دهد و به آنان تمام ویژگی‌های نظربازی را یادآور می‌شود. عدول از شرایط این امر می‌تواند دغدغه گناهی باشد که دامان همگان را ـ حتی سعدی ـ  بگیرد:
و ما ابری نفسی و لا ازکیها
که هر چه نقل کنند از بشر در امکان است


گفتنی است شعر خوانی سروناز محبتی فرزند دکتر محبتی در این بخش مورد توجه حاضران قرار گرفت.


مراسم، نیم روز چهارشنبه اول اردیبهشت ما 1389، به پایان رسید. در روزی چون همان روز اردیبهشت جلالی سعدی در قرن ها پیش. کارتی در دست یکی از حاضران بود؛ با تصویری از سعدی و  غزلی با مطلع:
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

و نا خودآگاه انسان زمزمه می کرد که :
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی